أبي الفتح الكراجكي ( مترجم : الشيخ عباس القمي )
37
معدن الجواهر ( نزهة النواظر در ترجمه معدن الجواهر ) ( فارسى )
همه عيب خلق ديدن نه مروّتست و مردى * نگهى بخويشتن كن كه همه گناه دارى ره طالبان عقبى كرمست و فضل و احسان * تو چه در نشان مردى بجز از كلاه دارى تو حساب خويشتن كن نه حساب خلق سعدى * كه بضاعت قيامت عمل تباه دارى نقلست كه چون مير سيد شريف را هنگام رحلت از دنيا رسيد پسرش ميرسد شمس الدّين محمّد با وى گفت بابا مرا وصيتى كن پدر گفت فرزند به حال خود باش پسر مضمون را بشعر در آورده گفته مرا سيّد شريف آن بحر زخّار * كه رحمت بر روان پاك او باد وصيّت كرد و گفت ار زانكه خواهى * كه باشد در قيامت جان تو شاد چنان مستغرق احوال خود باش * كه از حال كسى نايد ترا ياد ( 1 ) روايت شده كه حضرت مسيح ( ع ) ذمّ مال كرد و فرمود در مال سه خصلت بد است گفتند يا روح اللَّه آن سه خصلت بد كدامست فرمود پيدا شدن اوست از غير مورد حلال و اگر از حلال پيدا شود منع كردن اوست از حقّش و اگر در مصرف صحيح خرج شود باز داشتن اصلاح اوست آدمى را از عبادت پروردگار عالميان ( 2 ) سلمان فارسى ره فرمود سه چيز مرا گريانيد و سه چيز مرا خندانيد امّا چيزهائى كه مرا گريانيد مرا مفارقت رسول خدا بود و ملاحظه هول و وحشت نزد سكرات مرگ و ملاحظه وقوف در محضر الهى روز قيامت و امّا ان سه چيزى كه مرا خندانيد ملاحظه شخص غافل است كه در غفلت بسر ميبرد و حال آنكه از حال او غافل نيستند يعنى ملائكه و نويسندگان اعمال او آنى از او غفلت ندارند و اعمال او را